بررسی دیدگاه آقای سعیدیمهر و آیتالله جوادی آملی درباره عصمت پیامبران از خطا و سهو (با تأکید بر آیه ۱۱۳ سوره مبارکه نساء)
مقدمه
یکی از اساسیترین باورهای مسلمانان، عصمت پیامبران الهی است. با این حال، گستره این عصمت همواره محل بحث و گفتگوی متکلمان بوده است. آیا پیامبران تنها در دریافت و ابلاغ وحی معصوم هستند یا در تطبیق قوانین بر مصادیق و امور شخصی نیز از خطا و سهو مصون میباشند؟ این پرسش، محور اصلی مقاله حاضر است.
در این مقاله، قصد دارم دیدگاه دو تن از اندیشمندان معاصر را در این زمینه بررسی و مقایسه کنم. آقای سعیدیمهر با رویکردی کلامی و عقلی به مسئله پرداخته و آیتالله جوادی آملی با رویکردی تفسیری و عقلی همین موضوع را تحلیل کرده است. هر دو به آیه ۱۱۳ سوره نساء استناد میکنند، اما تفسیر و برداشت آنها از این آیه تفاوتهای قابل تأملی دارد. هدف من در این مقاله، ارائه تصویری روشن از هر دو دیدگاه و نشان دادن نقاط اشتراک و افتراق آنهاست. امیدوارم این مقاله بتواند به درک عمیقتر مسئله عصمت کمک کند.
خلاصه دیدگاه آقای سعیدیمهر
آقای سعیدیمهر بحث خود را با یک تقسیمبندی سهگانه از انواع عصمت آغاز میکند. نوع اول، عصمت در دریافت و ابلاغ وحی است که همه مسلمانان بر آن اتفاق نظر دارند. نوع دوم، عصمت از گناه است که هر چند بر سر گستره آن اختلاف وجود دارد، اما اصل آن تقریباً مورد پذیرش همگان است. نوع سوم، عصمت از خطا، سهو و نسیان در تطبیق قوانین شرعی بر مصادیق و در امور عادی و شخصی است. این نوع سوم، محل اصلی اختلاف میان متکلمان است.
سعیدیمهر برای اثبات این نوع سوم، یک برهان عقلی سه مرحلهای ارائه میدهد. مرحله اول این است که هدف از بعثت پیامبران، هدایت بشر به سوی کمال و سعادت است. تحقق این هدف بزرگ، نیازمند اعتماد و وثوق کامل مردم به گفتار و رفتار پیامبر است. اگر مردم به پیامبر اعتماد نداشته باشند، از او پیروی نخواهند کرد و در نتیجه هدف بعثت محقق نخواهد شد.
مرحله دوم برهان این است که خطای پیامبر در هر حوزهای، حتی در امور شخصی، بر وثاقت کلی او نزد مردم خدشه وارد میکند. نکته مهمی که سعیدیمهر به آن اشاره میکند این است که مردم عادی میان حوزههای مختلف شخصیت پیامبر تمایز دقیق قائل نمیشوند. یک خطا در حیطه شخصی یا قضایی، اعتماد آنها را به حیطه رسالت و ابلاغ وحی نیز کاهش میدهد. به عبارت دیگر، اعتماد مردم به پیامبر یکپارچه و غیرقابل تفکیک است.
مرحله سوم که نتیجه نهایی برهان را تشکیل میدهد این است که اگر مردم خطای پیامبر را در تطبیق قوانین یا امور شخصی مشاهده کنند، به تدریج در عصمت او در ابلاغ رسالت نیز تردید خواهند کرد. این تردید با غایت بعثت که ایجاد اطمینان کامل در مردم است، در تضاد آشکار قرار میگیرد. از آنجا که خداوند حکیم است و کار عبث انجام نمیدهد، باید مقدمات تحقق هدف خود را فراهم کند. یکی از این مقدمات، مصونیت پیامبر از هرگونه خطا و سهو در همه شئون است.
سعیدیمهر برای تأیید برهان عقلی خود، به آیه ۱۱۳ سوره نساء استناد میکند. او در تفسیر این آیه به دو بخش توجه ویژهای دارد. بخش اول «أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ» است که به معنای آگاهی از احکام کلی شرعی میباشد. بخش دوم «عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ» است که به معنای آگاهی از شرایط و خصوصیات جزئی قضیه است. نتیجهگیری سعیدیمهر این است که پیامبر با تکیه بر این دو علم (احکام کلی و شرایط جزئی) در قضاوت خود دچار خطا نمیشود و این نشاندهنده عصمت او در تطبیق قوانین بر مصادیق است.
خلاصه دیدگاه آیتالله جوادی آملی
آیتالله جوادی آملی بحث خود را با نقد و بررسی یک شأن نزول از تفسیر علیبنابراهیم قمی آغاز میکند. در این شأن نزول، ماجرای سرقت سه برادر شرور از خانه عموی قتاده و متهم کردن فردی بیگناه به نام ابن سهل نقل شده است. بر اساس این نقل، پیامبر تحت تأثیر سخنان یک فرد خوشزبان قرار گرفت و قتاده را که راست گفته بود سرزنش کرد. سپس آیه نازل شد و پیامبر را از این خطا آگاه ساخت.
جوادی آملی این شأن نزول را با سه دلیل قوی رد میکند. دلیل اول این است که این شأن نزول با ظاهر آیه ناسازگار است. طبق این نقل، پیامبر دو کار ناصواب انجام داده بود (پذیرش توطئه و سرزنش قتاده) در حالی که ظاهر آیه میگوید توطئه خنثی شد. دلیل دوم این است که آیه میگوید «لَهَمَّتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ يُضِلُّوكَ» یعنی آنان قصد گمراه کردن داشتند، نه اینکه موفق شدند پیامبر را گمراه کنند. دلیل سوم این است که این شأن نزول با اصول مسلم کلامی درباره عصمت پیامبران در تضاد آشکار است.
پس از نقد شأن نزول، جوادی آملی سه معنای مختلف برای بخش اول آیه ارائه میدهد. معنای اول که لطیفترین معناست این است که اگر فضل و رحمت الهی نبود، آن گروه به فکر توطئه میافتادند، اما چون فضل الهی شامل حال پیامبر بود، آنان اصلاً به فکر توطئه هم نیفتادند. جوادی آملی برای تأیید این معنا به آیه ۲۴ سوره یوسف (هَمَّ بِها) استناد میکند که در آن «همّ» به معنای قصد و نیت است نه شروع به عمل.
معنای دوم که جوادی آملی آن را معنای میانه و معقول مینامد این است که آنان قصد توطئه داشتند و مقدمات آن را نیز فراهم کردند، اما خداوند پیامبر را آگاه ساخت و توطئه را در همان مرحله قصد و مقدمات خنثی کرد. برای تأیید این معنا به آیه ۷۴ سوره توبه (هَمُّوا بِما لَمْ يَنالُوا) و آیات ۱۵-۱۶ سوره طارق (إِنَّهُمْ يَكِيدُونَ كَيْداً وَ أَكِيدُ كَيْداً) استناد میکند.
معنای سوم که ضعیفترین معناست این است که توطئه در پیامبر اثر کرد و او به اشتباه افتاد و سپس آیه نازل شد. جوادی آملی این معنا را رد میکند و در نهایت معنای میانه را برمیگزیند.
یکی از مهمترین و عمیقترین بخشهای دیدگاه جوادی آملی، تقسیمبندی عصمت به دو ساحت عقل نظر و عقل عمل است. عقل نظر مربوط به ادراک، اندیشه و شناخت است و عصمت در این ساحت به این معناست که شخص معصوم از هرگونه خطا و اشتباه در دریافت و فهم حقایق مصون است. عقل عمل مربوط به تصمیمگیری، اراده و عمل است و عصمت در این ساحت به این معناست که شخص معصوم در تصمیمات خود دچار خطا نمیشود و گرایشات و تمایلات او همواره در مسیر حق قرار دارد.
جوادی آملی همچنین به نقش قوای نفس در عصمت اشاره میکند. در انسان معصوم، همه قوای نفسانی مانند حس، خیال، وهم، شهوت و غضب، همگی شیعیان عقل هستند و از عقل تبعیت میکنند. در عقل نظر، قوای ادراکی تصویر نادرستی به عقل ارائه نمیدهند و در عقل عمل، قوای تحریکی هرچه را عقل عملی تصمیم بگیرد، همان را میخواهند. مجموعه این هماهنگی کامل را عصمت میگویند.
بخش بسیار مهم دیگری از دیدگاه جوادی آملی، تحلیل پنج مرحله نزول وحی است. مرحله اول مبدأ وحی است که خداوند متعال است و ذاتاً از خطا مصون میباشد. قرآن در این باره میفرماید: «مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قِيلًا» و «وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِيثًا». مرحله دوم مسیر نزول وحی است که توسط فرشتگان محافظت میشود. قرآن میفرماید: «فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا». مرحله سوم دریافت وحی توسط قلب پیامبر است که به عنوان امین وحی، آن را بدون کم و کاست دریافت میکند. قرآن میفرماید: «نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلَى قَلْبِكَ». مرحله چهارم حفظ وحی در حافظه است و خداوند به پیامبر فراموشی نمیدهد. قرآن میفرماید: «سَنُقْرِئُكَ فَلَا تَنْسَى». مرحله پنجم ابلاغ صحیح وحی به مردم است و پیامبر در بیان و ابلاغ وحی نیز معصوم میباشد. قرآن میفرماید: وَ مَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى.
جوادی آملی درباره عبارت «عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ» نکته ظریف و مهمی را مطرح میکند. او تأکید دارد که آیه نمیگوید چیزی به تو یاد داد که نمیدانستی، بلکه میگوید چیزی به تو یاد داد که تو آن نبودی که یاد بگیری. یعنی راه عادی برای یادگیری این علوم وجود ندارد و این علوم از طریق روشهای معمول مانند درس و بحث و حتی ریاضتهای نفسانی قابل تحصیل نیستند. او برای تأیید این معنا به آیات متعددی استناد میکند از جمله: وَ يُعَلِّمُكُمْ مَا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ، مَا كُنْتَ بِجَانِبِ الطُّور، مَا كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ
از دیگر مباحثی که جوادی آملی به آن میپردازد میتوان به اثبات عصمت ائمه با تشبیه آن به عصمت قرآن اشاره کرد. او معتقد است همانطور که قرآن از باطل مصون است (لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ)، سنت معصومین نیز از خطا مصون است زیرا هر دو حجت الهی برای مردم هستند. همچنین او به تفاوت بین گرایش با دانش اشاره میکند و میگوید خداوند به انبیا نه فقط دانستن خوبیها، بلکه میل و گرایش به انجام خوبیها را وحی کرده است. در نهایت، او به تحلیل عدم قدرت شیطان بر مخلَصین میپردازد و سه دلیل برای آن ذکر میکند: اول اینکه آنچه شیطان دارد برای انسان کامل جذابیتی ندارد، دوم اینکه آنچه انسان کامل میطلبد در اختیار شیطان نیست و سوم اینکه قرآن از زبان شیطان نقل میکند که نمیتواند مخلَصین را گمراه کن
مقایسه دیدگاه سعیدیمهر و آیتالله جوادی آملی
این دو دیدگاه در عین اشتراک در اصل عصمت مطلق پیامبران، تفاوتهای روشنی با یکدیگر دارند که در ادامه به آنها میپردازم.
نخستین و مهمترین تفاوت در روش اثبات است. سعیدیمهر از روش عقلی کلامی استفاده میکند و با برهان سه مرحلهای مبتنی بر غایت بعثت، ضرورت عصمت را اثبات میکند. او از حکمت الهی و هدف از بعثت شروع میکند و نتیجه میگیرد که خداوند حکیم باید پیامبر را از خطا محافظت کند تا اعتماد مردم حفظ شود و هدایت تحقق یابد. سپس برای تأیید این برهان عقلی به آیه ۱۱۳ نساء استناد میکند. در مقابل، جوادی آملی از روش تفسیری عقلی بهره میگیرد. او ابتدا آیه را با دقت تفسیر میکند، شأن نزولهای نادرست را نقد کرده، سه معنای مختلف برای آیه ارائه میدهد و سپس با مبانی عقلی و فلسفی به تبیین ابعاد گوناگون عصمت میپردازد. به عبارت دیگر، سعیدیمهر از عقل به قرآن میرسد و جوادی آملی از قرآن به عقل.
دومین تفاوت در گستره و عمق تحلیل است. سعیدیمهر بحث را محدود به اثبات عصمت از خطا و سهو در تطبیق قوانین بر مصادیق میکند و تنها به دو بخش از آیه (کتاب و حکمت، و تعلیم الهی) اشاره میکند. اما جوادی آملی تحلیل بسیار گستردهتری دارد: او به دو ساحت عقل نظر و عقل عمل میپردازد، نقش قوای نفس در عصمت را تحلیل میکند، پنج مرحله نزول وحی را از مبدأ تا ابلاغ بررسی میکند، عصمت ائمه را نیز اثبات میکند، تفاوت بین گرایش و دانش را در وحی تبیین میکند و از مفاهیمی مانند مخلَصین و عدم قدرت شیطان بر آنان سخن میگوید.
سومین تفاوت در نوع نگاه به مفهوم عصمت است. در دیدگاه سعیدیمهر، عصمت بیشتر جنبه سلبی دارد و به معنای عدم خطا و اشتباه است. اما در دیدگاه جوادی آملی، عصمت جنبه ایجابی نیز دارد و به معنای کمال وجودی، هماهنگی کامل قوای نفس با عقل و مصونیت تکوینی است. او عصمت را ملکه علمی میداند که در نفس انسان معصوم راسخ شده است.
چهارمین تفاوت در عامل ضمانت اجراست. سعیدیمهر تنها بر حکمت الهی تکیه میکند، اما جوادی آملی عوامل متعددی را مطرح میکند: حکمت الهی، ماهیت وحی که در همه مراحل محافظت میشود، کمال وجودی خود پیامبر و هماهنگی قوای او، و عدم قدرت شیطان بر مخلصین.
نکته مهم این است که این دو دیدگاه مکمل یکدیگرند. برهان عقلی سعیدیمهر پاسخ «چرا» را میدهد (چرا پیامبر باید معصوم باشد؟) و تحلیل تفسیری جوادی آملی پاسخ «چگونه» را (عصمت در چه ابعادی و چگونه تحقق مییابد؟). مطالعه تطبیقی این دو نشان میدهد که عقل و نقل در مسئله عصمت کاملاً هماهنگ هستند و میتوان از مسیرهای مختلف به یک حقیقت واحد دست یافت.
نتیجهگیری
در این مقاله، دیدگاه دو اندیشمند معاصر یعنی آقای سعیدیمهر و آیتالله جوادی آملی را درباره عصمت پیامبران از خطا و سهو در تطبیق قوانین بر مصادیق و امور شخصی بررسی و مقایسه کردم. هر دو بر عصمت مطلق پیامبران تأکید دارند، اما روشهای آنها متفاوت است. سعیدیمهر با برهان عقلی سه مرحلهای مبتنی بر غایت بعثت، ضرورت این عصمت را اثبات میکند و برای تأیید آن به آیه ۱۱۳ نساء استناد مینماید. جوادی آملی نیز با تحلیل دقیق همان آیه، نقد شأن نزولهای نادرست، ارائه سه معنای مختلف برای آیه، بررسی دو ساحت عقل نظر و عقل عمل و تحلیل پنج مرحله نزول وحی، به اثباتی جامعتر از عصمت میرسد. هر دو دیدگاه بر عصمت مطلق پیامبران از هرگونه خطا و سهو در همه شئون تأکید دارند و در این اصل اساسی با یکدیگر مشترک هستند.
تفاوت اصلی این دو در روش اثبات است. سعیدیمهر از عقل به قرآن میرسد و جوادی آملی از قرآن به عقل.
این دو دیدگاه مکمل یکدیگرند. برهان عقلی سعیدیمهر پاسخ «چرا» را میدهد و تحلیل تفسیری جوادی آملی پاسخ «چگونه» را.مطالعه تطبیقی این دو نشان میدهد که عقل و نقل در مسئله عصمت کاملاً هماهنگ هستند و میتوان از مسیرهای مختلف به یک حقیقت واحد دست یافت.
منابع
قران کریم
سعیدی مهر، محمد، اموزش کلام اسلامی جلد دوم،راهنماشناسی معاد شناسی
سایت اسرا تفسیر قران